تفکرات من ...

حاصل تفکرات یک بچه بسیجی ...

تفکرات من ...

حاصل تفکرات یک بچه بسیجی ...

پوستر : عاقبت اعتماد به دشمن دیرینه ...

شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۲، ۰۲:۲۴ ب.ظ
عاقبت اعتماد به دشمن دیرینه ...


دریافت سایز اصلی : دریافت

حجم: 1.86 مگابایت



بدون هیچ تحلیل شخصی ای نظر شما را جلب میکنم به این قسمت از سخنان صریح حجت الاسلام مصلحی در جمع طلاب:

 
خوب دقت کنید آنها چطور کلمه به کلمه و تک‌تک جملاتشان حساب‌شده است. اوباما در نامه‌اش چه می‌گوید؟ در مذاکره تلفنی‌اش با رئیس‌جمهور ما چه می‌گوید؟ می‌گوید: «ما حق دسترسی به انرژی هسته‌ای را برای مردم ایران در قالب ضوابط، قواعد و قطعنامه‌های سازمان ملل و قوانین بین‌المللی قبول داریم». به کلمات دقت کنید. می‌گوید: «حق دسترسی». دسترسی در مجامع بین‌المللی یعنی چه؟ یعنی این که شما برای نیروگاه هسته‌ای بوشهرتان نیاز به سوخت هسته‌ای دارید؟ باید بدان دسترسی داشته باشید. بیایید امریکا برایتان تأمین می‌کند. بیایید فرانسه به شما می‌دهد، روسیه هم به شما می‌دهد. حق دسترسی است دیگر. بعد هم می‌گوید حق دسترسی برای مردم ایران و نمی‌گوید جمهوری اسلامی. ببینید چقدر حساب‌شده با ما برخورد می‌کنند، چون آنها اصلاً جمهوری اسلامی را قبول ندارند. در مکاتبات و اظهاراتشان بروید ببینید. می‌گوید حق دسترسی برای مردم ایران. حتی دستیابی هم نمی‌گوید، چون دستیابی یعنی خودت می‌توانی غنی‌سازی کنی، اما می‌گوید دسترسی. هم در نامه و هم در تلفن می‌گوید در قالب قطعنامه‌های سازمان ملل، پروتکل‌ها وآئین‌نامه‌های بین‌المللی. قطعنامه یعنی چه؟ اولین قطعنامه سازمان ملل می‌گوید ما تمام دکان و دستگاهی را که در مورد سانتریفیوژها داریم باید تطعیل کنیم، چون باید به قطعنامه‌ها تمکین کنیم.
 
حالا در همین توافق‌نامه با کمال تأسف نکاتی وجود دارد که بسیار تکان‌دهنده هستند. یکی از چیزهایی که در این توافق‌نامه هست این است که برای ما حق تحقیق و توسعه علمی را قائل شده‌اند، اما چه جوری حق دارید؟ مثلاً نیم یا یک تن اورانیوم در اختیار شما قرار می‌گیرد، همین را به موارد مختلفی که در فرآیند پژوهش‌هایتان پیش می‌آید تبدیل کنید، دو باره برگردانید سر جای اولش، دو باره تبدیل کنید. حق این که چیزی به آن اضافه کنید ندارید. این یعنی چه؟ بعد می‌گوید در شش ماهه اول هر سانتریفیوژی که از کار افتاد می‌توانید بازسازی کنید، ولی در شش ماهه دوم دیگر چنین حقی ندارید. یعنی چه؟ تقریباً روزی 50 تا از سانتریفیوژهای ما منفجر می‌شوند، از کار می‌افتند و مشکل پیدا می‌کنند. در مرحله اول می‌گوید همینی را که خراب شده است می‌توانی درست کنی. سانتریفیوژ جدید هم نباید بسازید. همین را باید بروی و درست کنی. حالا این درست‌شدنی هست یا نیست، کاری به این کارها ندارد. بعد می‌گوید در شش ماهه دوم اینها هم از کار افتادند و دیگر حق نداری چیزی جایشان بگذاری. روزی 40، 50 تا هم که از کار می‌افتند و شما هم حق ندارید جایگزین کنی، بعد از شش ماه دوم دیگر سانتریفیوژی داری که غنی‌سازی کنی؟
 
سوال: دستاورد قرار نهایی‌ای که باید انجام شود با توجه به دست خالی ما از همه لحاظ چیست؟ سئوال دیگر این است که چرا مقام معظم رهبری تاکنون مثل چند سال پیش به بحث هسته‌ای ورود پیدا نکرده‌اند؟
 
رهبر معظم انقلاب مدیریت خطوط قرمز را برعهده دارند
 
مقام معظم رهبری ورود دارند، خط قرمزها را هم توجه دارند، نکته قابل توجهشان این است که بالاخره مدیریت اجرایی کشور دست رئیس‌جمهور است و به او گفته‌اند تو باید مسئله را مدیریت کنی. به موقعش هم به میدان می‌آیند و اگر ببینند از خط قرمزها رد شده‌اند محکم برخورد می‌کنند. اینها هشدارهایی است که داریم می‌دهیم. بالاخره انتظاری که وجود دارد این است که همه کسانی که باید داد و فریاد بزنند و هشدار بدهند به میدان بیایند. نباید همه چیز را به ایشان ختم کنیم. این هم غلط است. نباید همه چیز به ایشان ختم شود. بالاخره بقیه می‌خواهند چه کار کنند؟ وظیفه ندارند؟ روشنگری و تبیین کنند؟ خواهشم از شما این است که بروید و آن تکه صحبت‌های آقا را که فرمودند آن دو سالی که پلمپ شد چیزهای خوبی داشت، بخوانید، آن وقت جواب سئوالتان را خوب می‌گیرید. قبل و بعدش را ببینید خیلی قشنگ جواب می‌گیرید.


متن کامل خبر را در اینجا بخوانید